لیوان لیوان
حوصله ی شعر هم سر رفته
در دل سطرها
ضمیری مستتر
من
و کلمه ها
و این اتاق را به بازی گرفته
این فعل های « نیست»
« است» نمی شود
ای کاش های من ...
اگر
دارم با خودم حرف می زنم ؟
یا لیوانی که مست؟
هنوز
چراغ شعر روشن
دارم خواب می کنم
اشیای این اتاق را
آن قدر آرام قدم بزن
در من
که خواب را
از خواب ....
برچسب:
نویسنده: نرگس رحمانی