تاریکی اضافه می شود
به شعرم
این جا
سیاه چالی
که کلمه ها به جان هم افتادند
من
جنازه اشان را بر می دارم
از روی زمین
می بینی
ترس هم تصویری دارد
که من
از نشان دادنش می ترسم
بگویم
از تاریکی می ترسم
از این که وقتی برسم
به تو
در بسته باشد
و من
پشت در
زنگ ....
زنگ زهرایی که نفهمیدی با همه فرق دارد
با شعرهای سپیدی
که سالی یکبار هم زنگ نمی زنند
حتی.
هنر رسانه اردیبهشت «مجموعه شعر انار فکر می کنم ».
برچسب:
نویسنده: نرگس رحمانی