دو
خیابان خیابان خون
از رگهای دختری
که عروسکش را
عروس
شعله شعله غم
دست پنجره های کور
شعر هم حرف بزند
زبانش را
کلمه ها دفاع کنید
از من
سنگ هایم
حتی خواب گنجشک ها را
پر
خواب عروسک ها
سنگین
آن قدر که فردا هم سر بزنیم
دست دختر ها
تفنگ داده اند
و سینه ی خوشبختی
باران گلوله
باید
مثل پنجره ها
خودم را به کوری بزنم
بیافتم
درست وسط خیابانی
که جنازه جنازه .....
برچسب:
نویسنده: نرگس رحمانی