الوده به خون پدر بزرگ
پدر
خودکار را می گیرم
از دست شعر
امضای این همه کلمه
پای این همه برگ
پنجره های زبان بسته
شاهد تنهایی
پرده را بکش
روی خواب های من
پدر
پدر بزرگ
درخت های گردو
کلاغ های بی خبر از فردا و پس فردا
این خنجر نمی تواند ببرد خواب های مرا
فریاد این نسل را
شاید
این برگه ی خروج من از دنیا
ادامه ی خواب را
شعرهای سپید می بینند.
«انار فکر می کنم » هنر رسانه ی اردیبهشت راهرو ۲ غرفه ۹ شبستان...
برچسب:
نویسنده: نرگس رحمانی